قطارهایی که آدمهای کوچک را به دل تاریخ میفرستند
مروری بر رمان “قطارهای تحت حفاظت شدید” اثر بُهومیل هرابال با ترجمهی مهدی نمازیان
در ادبیات جنگ، معمولاً با قهرمانان بزرگ و رویدادهای تعیینکننده روبهرو میشویم اما بهومیل هرابال در قطارهای تحت حفاظت شدید مسیر دیگری برمیگزیند. او روزهای پایانی اشغال چکسلواکی توسط آلمان نازی را نه از منظر فرماندهان و مبارزان افسانهای، بلکه از چشم کارکنان ایستگاه کوچک راهآهن روایت میکند؛ انسانهایی ساده، ناتوان و گاه مضحک که با وجود محدودیتهایشان میکوشند هرچند کوچک بر جریان جنگ اثری بگذارند.
آنچه در خوانش این اثر بیش از همه جلب توجه میکند، مینیمالیسم و ایجاز روایی هرابال است. او از صحنههای حماسی و توصیفهای مفصل فاصله میگیرد و جنگ را در حاشیه زندگی روزمره نشان میدهد. در این جهان، دغدغههای شخصیتها بیش از آنکه سیاسی و نظامی باشد، به عشق، شرم، ناکامی و خواستههای شخصی مربوط است. همین تضاد میان زندگی عادی و فاجعهای تاریخی به اثر کیفیتی انسانی و تأثیرگذار میبخشد.

راوی داستان، میلوش هرما، جوانی مضطرب و کمتجربه است که بیش از سرنوشت جنگ، درگیر بحرانهای شخصی و اثبات مردانگی خویش است. هرابال از خلال همین نگرانیهای ظاهراً پیشپاافتاده، تصویری از انسان گرفتار در تاریخ ارائه میدهد؛ انسانی که قدرت چندانی ندارد، اما در نهایت میتواند در لحظهای کوتاه، به کنشی معنادار دست بزند.
منتقدان نیز بر همین جنبه تأکید کردهاند. پژوهشهای منتشرشده در EBSCO کتاب را اثری میدانند که با ترکیب طنز و اندوه، کرامت انسانهای معمولی را برابر نیروهایی بزرگتر از خود به تصویر میکشد. همچنین رابرت پورتر معتقد است این اثر بیش از آنکه رمانی دربارۀ جنگ باشد، کاوشی در اضطراب وجودی و بحران هویت انسان است؛ ازاینرو، طنزها و ماجراهای شخصی شخصیتها نه حاشیهای، بخش جداییناپذیر جهان داستاناند.
قدرت هرابال در این است که از شخصیتهایش اسطوره نمیسازد. آدمهای داستان او خطاپذیر، ترسو و گاه خندهدارند، حتی کنشهای مقاومتی آنان نیز شکلی باشکوه ندارد اما همین سادگی و ناتوانی است که به اعمالشان ارزش انسانی میبخشد. چنانکه چارلز سولومون در لسآنجلس تایمز اشاره کرده، اهمیت شخصیت اصلی نه در قهرمانی خارقالعاده، بلکه در غلبه بر معمولی بودن خویش نهفته است.
قطارهای تحت حفاظت شدید درنهایت یادآور این حقیقت است که تاریخ را فقط قهرمانان بزرگ نمیسازند. گاه انسانهایی شکستخورده، خجالتی و بهظاهر بیاهمیت، در لحظهای کوتاه، به زندگی خود معنا میبخشند و برابر نیروهایی عظیم میایستند. هرابال با زبانی موجز و نگاهی آمیخته به طنز و شفقت ستایشی ماندگار از این انسانهای معمولی به دست داده است؛ انسانهایی که شاید اقداماتشان ساده یا حتی احمقانه به نظر برسد اما درست همین سادگی به مقاومت آنان زیبایی و شأن انسانی میبخشد.
نویسنده: فاطمه عربزاده