توضیحات
رمان آتش عمیق داستان گورآباد اســت؛ محــله ای هم جـــوار گورستان که اهالی آن، مطابق رسـوم اجــدادی، شــب ها نبش قبر می کنند. سر نخ روایت با زاویه ســوم شخــص میان اهــالی می چرخد و جهان های تازه ای را آشکار می کنـد؛ پــدر و پــسری که رؤیای راه انداختن رستورانی نزدیک گورستان در ســر دارند، زن و شوهری که حیوان خانگی شان یک کــفتار است، دخــتری که با کلاغ ها حرف می زند، و زنـی که شبـی در خــواب تبدیل به یک درخت می شود… هـمه ی ایــن ها در کنار مــیمون هایی که در زمان جنگ دوم همراه سربازان هنـدی قشــون انگلیس به شــهر آمده و به طرز خارق العاده ای جزئی از منطقه شـده اند، از جمــله شخصیت های این رمان اند. آتش عمیق با روایـتی ساده آغاز می شود و رفته رفته حال و هوایی فلسفی می یابد. نویسنده، حسین قسامی، تجربه ی نوشتن ایـن رمـان را با عبارت راه رفتــن بر لبهی جنون توصیف می کند. تجربه خواندنش هم بیشـتر اگر نباشد، کمتر نیست.


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.