توضیحات
اینجا تهران است، اقامتگاه موقت خانم مقدسی. میشد جوری گم شود که هیچکس پیدایش نکند. میشد بمیرد و هیچکس نفهمد. دیگر حتی مورمورش هم نمیشد. حالا دیوانهی جزئیات کوچکی بود که فقط در یک دیدار از هر مرد با دوربین عکاسیاش فوری ثبت میکرد؛ حتی دلش میخواست روی کاغذ بنویسد: دانهی کوچک برف.


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.